عروسکم
عشق مامان داره به کتاباش نگاه میکنه یه جورایی میخونه چون فقط رنگیه باید نگاه کنه. فدای نگاهت بشم عروسک کوچولوی مامان. ...
نویسنده :
مامان نازی
10:42
دفتر خاطرات عسلم
اینم دفتر خاطرات عسلمه که تمام خاطراتش رو براش مینویسم تا وقتی بزرگ شد تشویق بشه تمام لحظه های قشنگشو ثبت کنه . ...
نویسنده :
مامان نازی
10:42
گل مامان
جوجوی مامان رفته بود حموم یه کوچولو موچولو گریه کرد ولی از حموم که اومد کلی شارژ بودو خنده رو ...
نویسنده :
مامان نازی
10:41
تلوزیون دیدن جیگرم
جیگر طلای مامان الان 2روزه که با دقت به تلوزیون نگاه میکنه.الان هم به تلوزیون نگاه کرد و خوابش برد.مثل یه فرشته الان خوابیده. ...
نویسنده :
مامان نازی
15:28
لحظه شماری!
آخ که لحظه شماری میکنم واسه زمانی که دخملم حرف بزنه و راه بره و بشینه و غذای سفره بخوره. ...
نویسنده :
مامان نازی
15:27
حرف زدن با ملوسکم
قند عسلم خیلی دوست داره باهاش حرف بزنیم.وقتی باهاش حرف میزنیم کلی میخنده و ذوق میکنه فداش بشم. بیشتر وقتمو میزارم واسه حرف زدن با ملوسکم که وقتی میخنده منو کلی شارژ میکنه. وقتی از خواب بیدار میشه باهاش کلی حرف میزنمو اونم جوابمو با خنده های نازش میده.البته کمی هم صدا در میاره امیدوارم زود زبون باز کنه.
نویسنده :
مامان نازی
15:11








